تبليغاتX
یارپنهان

شنبه سیزدهم تیر 1388

امشب شب مهتابه

یک فیلم بس مزخرف و کپی برداری ناشیانه از فیلم My Life 1993

ولی بعدش خوب بود. رستوران کو کو. ياد فيلم Yes Man 2008 افتادم. آخه اصلا حوصله نداشتم آخر شب برم رستوران اونم بعد از اين فيلم مزخرف . ولي اونقدر خوب بود و خوش گذشت که خيلي خوشحالم که گفتم بله.

نوشته شده توسط در 7:7 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم تیر 1388

مبارزه دو قهرمان در راستای هدفی متعالی

تالار مولوی ساعت ۱۹:۳۰

نویسنده:آرش میرطالبی کارگردان:بهنام نعیمی

نمایش عجیبی بود. راجع به بازی کامپیوتری. یعنی قهرمان نمایش در یک بازی کامپیوتری قرار داشت و دیگران حرکات او را کنترل می کردند

نوشته شده توسط در 17:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم تیر 1388

آسمان روزهای برفی

تالار مولوی ساعت ۱۸:۳۰

نمایشی براساس بانی و کلاید. خیلی غیرمنتظره تمام شد.بدنبود

نگاهی به نمایش”آسمان روزهای برفی” نوشته محمد چرم‌شیر و کارگردانی محمد عاقبتی

 

نوشته شده توسط در 17:2 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم تیر 1388

اهل قبور

تالار چهارسو  ساعت ۱۹:۳۰

این نمایش به داستان خانواده کارگری می‌پردازد که برای بهبود شرایط زندگی‌شان مجبورند مدتی را در صحرای بی‌آب و علف زندگی کنند، اما با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند. فضای "اهل قبور" امروزی است و به آدم‌های آسیب‌پذیر سطح متوسط جامعه می‌پردازد. نمایش داستان خانواده‌ای است که در کار ساختمانی فعالیت می‌کنند و به پروژه‌ای خاص و عجیب در منطقه مرزی برمی‌خورند که انجام آن می‌تواند زندگیشان را تغییر دهد.پروژه کندن ۲۰هزار قبر برای دشمنان احتمالی است. وقتی کار کندن قبرها پایان می پذیرد شرط پیمانکار بازهم تغییر می کند و پرداخت حق الزحمه منوط به پرشدن قبرها از جسد می شود و این مستلزم شروع یک جنگ است. معمار هانی جمله ای شنیدنی می گوید بطوریکه بعد از شنیدن آن تماشاگران به هیجان آمده و دست می زنند." ما در همه جنگ ها ۱۰۰٪ پیروزیم" جمله ای کنایه آمیز که با شرایط کنونی و شعارهای دولتمندان همخوانی دارد. در نهایت قبرها با اجساد خودشان پر می شود.

نمایش خوبی بود.

سیامک صفری، فریده سپاه‌ منصور، الهام پاوه‌نژاد،‌ مهدی پاکدل، امیررضا دلاوری، شهرام حقیقت دوست، علیرضا محمدی، رویا میرعلمی و حمیدرضا آذرنگ بازیگران نمایش "اهل قبور" هستند.

نوشته شده توسط در 7:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم تیر 1388

عروسی در سایه

تالارسايه  مجموعه تئاترشهر ساعت ۱۹

داستان يک سرباز، يک عروس ، پدرومادرش.شخصيت هايي که به همين نام خوانده مي شوند و نام ديگري ندارند و همه درگير جنگند. آخر نمايش کسل کننده بود چون مي خواست مطلبي را به تماشاگر بگويد که از آن اول فهميده بود.نمايش کمدي و درعين حال تراژيک بود. در کل خوب بود.

نگاهی به نمایش”عروسی در سایه” نوشته و کارگردانی علی عابدی

 
نوشته شده توسط در 7:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم تیر 1388

خانه

ساعت ۲۰:۳۰ تالار قشقايي

کارگردان کيومرث مرادي


نگاهی به نمایش”خانه” نوشته نغمه ثمینی و کارگردانی کیومرث مرادی

نوشته شده توسط در 7:41 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم تیر 1388

همه چيز درباره آقاي ف

 

کارگاه نمايش ساعت۱۹

احمدمهرانفر تنها بازيگر نمايش بود. زندگي آدمي که در دوران سربازي اش محض سرگرمي ترانه مي خوانده و بعد در مجالس عروسي شروع به خوانندگي مي کند

ایران تئاتر | theater.ir

 

نوشته شده توسط در 7:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم تیر 1388

ترمينال

 

تالار مولوي  ساعت ۲۰:۳۰  حدود يک ساعت

ایران تئاتر | theater.ir

نوشته شده توسط در 7:23 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دوم تیر 1388

ترانه ای از استاد شجريان

شعر و آهنگ دشتي از استاد شجريان براي تمام احساسات اين روزهايم. آهنگ را از اينجا دانلود کنيد.


شب است و چهره ميهن سياهه

نشستن در سياهي ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجويم

که هر کي عاشقه پايش به راهه

برادر بي قراره

برادر شعله واره

برادر دشت سينه ش لاله زاره

شب و درياي خوف انگيز و طوفان

من و انديشه هاي پاک و پويان

برايم خلعت و خنجر بياور

که خون مي بارد از دلهاي سوزان

برادر نوجوونه

برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

تو که با عاشقان درد آشنايي

تو که همرزم و همزنجير مايي

ببين خون عزيزان را به ديوار

بزن شيپور صبح روشنايي

برادر بي قراره

برادر نوجوونه

برادر شعله واره

برادر غرق خونه

برادر کاکلش آتش فشونه

برادر کاکلش آتش فشونه

نوشته شده توسط در 22:22 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و دوم خرداد 1388

مادرمانده

 

سالن چهارسو   ساعت ۱۸   مدت ۹۰ دقیقه

نمایش خوبی بود. مادری با دو فرزند پسر و یک دختر که دخترش به این دلیل که برخلاف تصمیم خانواده  با کسی که دوستش دارد، ازدواج کرده، از خانواده طرد شده است. فرزندان پسر نیز برای اینکه بتوانند خانه پدری را از نو بسازند، مادر را روانه خانه سالمندان می کنند و در اثر بی توجهی، باعث مرگ مادرشان می شوند. با شنیدن خبر درگذشت مادر، به دنبال خواهرشان در رودهن می روند اما در تصادفی هر چهار نفر کشته می شوند. مادر، اما، دوباره به زندگی برمی گردد و فقط یک تجربه مرگ را از سرمی گذراند.

طراحی صحنه خیلی جالب بود. داستان تکراری بود ولی با اجرای خلاق کارگردان، داستان تکراری به تجربه ای نو بدل می شود.

نوشته شده توسط در 23:37 |  لینک ثابت   •