تبليغاتX
یارپنهان

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

نمایش خدا

خدای کشتار / نوشته ياسمينا رضا/ مترجم و کارگردان : عليرضا کوشک جلالي

تالار سایه، ساعت ۱۹ مدت ۹۰ دقيقه

به همه توصيه اکيد مي کنم اين نمايش را ببينند. فوق العاده بود. نتونستم درمقابل خوبي اش جلوي اشکامو بگيرم و دوست داشتم بلند بلند گريه کنم . عالي بود. بازيها معرکه بودند. نوشته که نگو و نپرس از يه دعواي ساده بين دو تا بچه که منجر به شکسته شدن دو تا از دندوناي اون يکي شده بود رفت سراغ رابطه پيچيده آدما. اونقدر زيبا آدمو مي بره تو عمق روابط. من اصلاً نفهميدم چه جوري ۹۰ دقيقه گذشت. وکارگرداني که بسيار عالي بود. من از اين آقاي عليرضا کوشک جلالي قبلاً "پابلو نرودا" و " موسيو ابراهيم و گل هاي قرآن " راديده بودم  و اين دو تاهم جزو بهترين نمايش هايي که تو عمرم ديدم. اين سومي هم واقعاً خدا بود. آقاي کوشک جلالي خيلي خيلي ................ ممنون. اين نمايش اونقدر به من انرژي داد و من را سرحال کرد. واقعاً ممنون. مي ارزه آدم چندبار ببينه و دوباره تأکيد مي کنم حتماً بريد ببينيد.موسيقي کريستيان شرام هم عالي بود.

زندگي زناشويي سخت ترين امتحانيه که خداوند براي آدم ها وضع کرده .

شما زماني که وحشتناک برخورد مي کنيد، تازه رفتارتون باور پذيرتر ميشه.

بازيگران: کاظم هژيرآزاد/ميشل، الهام پاوه نژاد/ ورونيک، بهاره رهنما/آنت، بهنام تشکر/آلن

ياسمينا رضا

متولد اول ماه مه ۱۹۵۹ پاريس، مادرش مجارستاني و پدرش ايراني مي باشد. وي کار هنريش را به عنوان بازيگر تئاتر در نمايشنامه هاي مدرن و کلاسيک شروع کرد. در سال ۱۹۸۷ براي نخستين نمايشنامه اش " مکالمات بعد از تدفين" جايزه فرانسوي مولير را به عنوان نمايشنامه نويس دريافت کرد. در سال ۱۹۹۰ براي دومين نمايشنامه اش، " گذرگاه زمستان" نيز برنده جايزه موليرشد و در سال ۱۹۹۴ با نوشتن نمايشنامه " هنر " شهرت بين المللي کسب کرد.

آخرين نمايشنامه وي با عنوان خداي کشتار داستان تلخ دو زوج به ظاهر متمدن است که بر اثر حادثه خشونت باري که براي فرزندان آن ها پيش آمده، جروبحث مي کنند.

 ديگر آثار ياسمينا رضا به شرح زير است:

گفتگوهاي پس از خاکسپاري / ۱۹۸۷

مرد اتفاقي /۱۹۹۵

اندوه ژرف/۱۹۹۹

سه روايت از زندگي / ۲۰۰۰

يک نمايش اسپانيايي / ۲۰۰۴

سورتمه آرتور شوپنهاور /۲۰۰۵

عليرضا کوشک جلالي

عضو اتحاديه کارگردانان تئاتر آلمان و عضو انجمن کارگردانان خانه تئاتر ايران. کارگرداني بيش از ۳۵ نمايشنامه به زبان آلماني. از ۲۵ سال قبل نوشتن را آغاز کرد، با نوشتن نمايشنامه " با کاروان سوخته" که هم اکنون در هفت شهر آلمان، سوئيس و اتريش در حال اجراست، جايزه نمايشنامه نويسي مردمي آلمان را در سال ۱۹۹۱از آن خود کرد. از آثار به اجرا درآمده در ايران مي توان به " مسخ "، " پابلو نرودا" ،" بازرس"، " مسيو ابراهيم و گلهاي قرآن" و " شوايک در جنگ جهاني دوم " ، " پوزه چرمي"، "ژوزف و ماريا" در آلمان اشاره کرد. " موسيو ابراهيم و گلهاي قرآن " از طرف انجمن منتقدان خانه تئاتر به عنوان بهترين اجرا در سال ۱۳۸۶ انتخاب شد. همچنين از کارهاي وي " پابلو نرودا"، " پوزه چرمي"، " با کاروان سوخته " در آلمان کانديد بهترين اجرا در سالهاي اخير شده است.

 

نوشته شده توسط در 7:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

ترافيکي به نام زندگي

نمايش"بوق" کارگردان: فرهاد تجويدي محل اجرا:تالار مهر حوزه هنري

ساعت : ۳۰/۱۷ به مدت ۵۰ دقیقه

یک سری بازیگر باهم وارد صحنه می شوند درحالیکه به دست هر کدام یک بادکنک است. نمایش به این ترتیب آغاز می شود. پس از همخوانی بادکنک ها را می ترکانند. از قضا یکی از تماشاگران خردسال بود که از این حرکت خیلی ترسید. ترسش را با صدای بلند گریه نشان داد. بعد همه بازیگران روی هریک روی یک صندلی نشستند و به نوبت داستان هایی را روایت نمودند. از جمله مردی بود که دوستش با او درددل کرده بود و از دست همسرش شاکی بوده، اين مرد هم از سر خيرخواهي به او توصيه مي کند براي فهميدن اين موضوع که همسرش تحت تأثير حرف چه کسي قرار مي گيرد، از دستگاه ضبط صداي مکالمات تلفني استفاده کند که قيمت آن دويست هزارتومان است. دوستش به توصيه او اين کار را انجام مي دهد و متوجه مي شود که شخصي که با حرف هايش همسرش را تحريک مي کند در واقع همسر مردي است  که به  توصيه  او  دستگاه را  خريداري نمود، و کشف اين موضوع باعث مي شود که زندگي اين دو نفر نيز به هم بخورد و منجر به جدايي مرد از همسرش شود. ماجرا به اينجا ختم نمي شود و توصيه مرد  به اطرافيانش براي خريد دستگاه ضبط صدا باعث  مي شود که به نوبت در زندگي هريک از اين افراد دعوا و جدايي اتفاق بيفتد. وقتي مرد داشت ماجرا را تعريف مي کرد، صندوق عقب ماشينش پر از اين دستگاه ها و صداي ضبط شده بود. داستان ديگر مربوط به زوجي بود که به قول خودشان پاک شده بودند در محل ترک اعتياد با هم آشنا شده بودند و اين آشنايي منجر به ازدواج شده بود. پدر پسر شغل جالبي داشت، چک بي محل مي کشيد بعد مخفي مي شد بالاخره طلبکارها پيدايش مي کردند و تا مي خورده او را مي زدند بعد دادگاه حکم مي داده که طلبکارها بايد ديه مردبدهکار را هم بپردازند. در يکي از اين زدو خوردها آنچنان کتکي مي خورد که مي ميرد. عروس از همسرش مي خواهد که راه پدرش را ادامه دهد.

کف صحنه خط کشي شده بود مثل اينکه همه اين ماجرا ها در خياباني به نام زندگي  اتفاق مي افتد که آدم ها همه در يک ترافيک بي پايان به سر مي برند.

 
نمايش"بوق" نوشته فرهاد نقدعلي و کار فرهاد تجويدي است که با بازي گيتي قاسمي، علي برنجيان، شهره رعايتي، سيدمهدي ميرجوادي، محمدعلي حسين‌علي‌پور، ميترا ضيايي‌کيا، سعيد شيري، مهدي قاهري، پوريا سيار، نگار مجرد، امير نيک‌سرشت، فرشته سيدي و محسن ميرجوادي اجرا مي‌شود

نوشته شده توسط در 7:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیستم آذر 1387

يک مرد آپولويي

The Painted Veil 2006

نوشته شده توسط در 18:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آذر 1387

انواع گوش دادن

 

 

۱- گوش دادن کاذب

هدف: در این نوع گوش دادن، فهمیدن، لذت بردن، آموختن و یا کمک کردن مدنظر نیست.

نشانه های گوش دادن کاذب: ذهن خوانی- توجه به جواب- مبارزه طلبی ( گوش دادن کمینی ) - مهر طلبی ( به سرعت در جهت تأیید حرف گوینده هستند)

۲- گوش دادن پویا: همراه با گوش دادن، اظهار نظر کنیم. ارتباط مقوله ای دو طرفه است و فرایندی است که همکاری دو جانبه را می طلبد. یک شنونده فعال سه ویژگی زیر را داراست:

- خلاصه کردن

- روشن کردن مطالب گوینده

- بازخورد دادن

نوشته شده توسط در 22:0 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آذر 1387

کنعان

شخصیت پردازی بسیار ضعیفی داشت. علت درخواست طلاق از طرف زن، این بود که وقتی صبح از خواب بلند می شود، تنها باشد، در کل کسی نگران او نباشد. علت اینکه در انتهای فیلم از تصمیم خود منصرف شد این بود که به خود قول داد اگر خواهرش، آذر، که یکبار قبلاً خودکشی کرده بود، زنده باشد و در غیاب آنها دست به خودکشی نزده باشد، در کنار همسرش به زندگی خود ادامه دهد و از سقط کردن فرزندش نیز منصرف شود. همین. به همین مزخرفی بود. انگار واجب است حتماً با یک فیلمنامه ناقص الخلقه فیلم بسازند.

نوشته شده توسط در 21:46 |  لینک ثابت   • 

جمعه پانزدهم آذر 1387

سیر طولانی روز در شب

سالن چهارسومجموعه تئاتر شهر

ساعت ۱۸:۳۰ به مدت دو ساعت البته چون آنتراکت داشت اجرایی که من دیدم عملاً ساعت ۲۱ تمام شد.

نویسنده یوجین اونیل ، کارگردان : اکبر زنجانپور

بازیگران: گلچهره سجادیه (مری تایرون)،اکبر زنجانپور ( جیمز تایرون )، سامان دارابی (ادموند تایرون)، علی تاج میر (جیمزتایرون)، فرناز جهانسوز(کاتلین)

اجرای بسیار خوبی بود. همه چیز ازجمله بازیها، طراحی صحنه، نورپردازی خیلی خوب بودند. مخصوصاً بازیگران بسیار عالی بودند. خانواده ای شامل زن ، مرد و دو پسر. مادر به دلیل خساست همسرش برای معالجه نزد پزشکی ارزان رفته و در اثر تجویز مورفین توسط او سال هاست که معتاد شده است و درنهایت کارش به جنون می کشد. پدر خانواده زمانی بازیگر موفقی در تئاتر بوده ، همچنان در گذشته سیر می کند. پسر بزرگ خانواده ، جوانی بیکار و خوشگذران است که دوران جوانی اش نیز رو به پایان است( موهایش جوگندمی است) و کوچکترین عضو خانواده، ادموند که شاهد تک سرفه هایش در طول اجرا هستیم، مشخص می شود که مبتلا به بیماری سل شده و باید در آسایشگاه بستری شود.

یوجین اونیل (۲۷ نوامبر ۱۹۵۳ - ۱۶ اکتبر ۱۸۸۸) نویسنده برجسته آمریکائی است که جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۳۶ میلادی شد.یکی از کتاب های وی هوس زیر درختان نارون نام دارد.

آثاراو:

  • آن سوی افق
  • امپراتور جونز
  • بوزینه پشمالو
  • آنا کریستی
  • فواره
  • خدای بزرگ براون
  • فاصله عجیب (میان پرده عجیب)
  • دینامو
  • الکترا سوگوار می شود
  • آه بیابان
  • روزهای بی پایان
  • سفر روزی طولانی در شب
  • يوجين گلداستون اونيل، در سال 1888 در نيويورك متولد شد.“يوجين اونيل” بيش از هر نمايش نامه نويس ديگري رئاليسم نمايشي را كه آنتوان چخوف، هنريك ايبسن و آگوست استريندبرگ پيشگامان آن بودند به حوزه نمايش هاي آمريكا معرفي كرد.
    شخصيت هاي آثار او اغلب حاشيه نشينان جامعه اند كه سعي در حفظ اميدها و آرمان هاي خود دارند اما سرانجام به دام ياس و اسيتصال مي افتند.
    نخستين اثر منتشر شده اونيل،” فراسوي افق”، در سال 1920 عرضه شد و با استقبال فراوان مواجه شد از جمله اين كه جايزه “پوليتزر” را دريافت كرد او در سال 1936 نيز برنده نوبل ادبيات شد.
    از ديگر آثار مي توان به : ميمون پشمالو 1922 ، امپراطور جونز، آنا كريستي 1922، آرزو زير درختان نارون 1925 ، ميان پرده عجيب 1928 آه برهوت 1933 آدم برفي مي آيد 1939 سفر طولاني روز به شب 1941 اشاره كرد.”اونيل” در سال 1953 در هتل شرايتون بوستون درگذشت

    نوشته شده توسط در 21:34 |  لینک ثابت   • 

    جمعه پانزدهم آذر 1387

    کرگدن

    تالار اصلی مجموعه تئاترشهر،ساعت ۱۹ به مدت دو ساعت

    کارگردان فرهاد آئیش

    بازیگران: مهدی هاشمی، فرهاد آئیش، مائده طهماسبی، شهاب حسینی، احمدساعتچیان، آتنه فقیه نصیری، صابر ابر

    نویسنده نمایش: اوژن یونسکو

    اجرای خوبی نبود. نمایش اصلی از وجه کمدی نیز برخوردار است منتها وجه تراژیک آن غالب است. در این نمایش برعکس وجه کمدی غالب بود. استفاده از ماسک های کرگدن که روی سر بازیگران بود مرا به یاد آدم هایی انداخت که دم در رستوران ها مردم را تشویق به استفاده از آن رستوران می کنند. تنها نکته خوبی که داشت طراحی صحنه ابتدای نمایش بود.

    نوشته شده توسط در 21:12 |  لینک ثابت   • 

    جمعه پانزدهم آذر 1387

    La vie en rose (La Môme)

    Môme, La 2007

    نوشته شده توسط در 20:33 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    موانع ارتباط از دید توماس گوردون

     

     

    -          انتقادکردن

    -          نام گذاری یا برچسب زدن

    -          تشخیص گذاری

    مثل مواردی که کسی اصطلاحات روانشناسی می داند و می خواهد اطرافیان را از این دید مورد تشخیص قرار دهد

    -          ستایش همراه با ارزیابی. ( من می دانم تو آخرش یک نویسنده بزرگ می شوی)

    -          دستوردادن

    -          تهدید . ( گاهی اوقات تهدید ما در قالب دانستن صلاح دیگران نمود پیدا می کند. من برای خودت می گم. من صلاح تو رو می خوام )

    -          اخلاقی سازی. ( اینکه در طرف مقابل  به جای احساس مسئولیت ، احساس گناه ایجاد کنیم)

    -          پرسش های زیاد و نامناسب.

    -          نصیحت کردن

    -          منحرف سازی. ( موضوع صحبت را به دلخواه خودمان عوض کنیم و حواس اورا از موضوع اصلی که می خواست مطرح کند، پرت کنیم )

    -          بحث منطقی. ( در واقع با این کار عواطف او را نادیده می گیریم)

    -          اطمینان آفرینی. ( سعی می کنیم با اینکار نگرانی های طرف مقابل را ازبین ببریم. برای کوتاه مدت خوب است ولی در کل خوب نیست قضیه را طوری جلوه دهیم که انگار اصلاً جای هیچ نگرانی نیست و بی دلیل اورا خوشبین سازیم )

    نوشته شده توسط در 18:17 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    The Machinist

    Maquinista, El 2004

    نوشته شده توسط در 17:38 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    'Simon of the Desert'

    Simón del desierto 1965

    نوشته شده توسط در 17:34 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    آوازگنجشک ها

     

    نوشته شده توسط در 17:20 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    سه خواهر

    آتن - مسکو

    تالارمولوی- اجرای این نمایش تمام شده. من دیر راجع بهش می نویسم.

    نویسنده:ادوکیموس تسولاکیدیس با ترجمه ای از سکینه عرب نژاد با کارگردانی کتایون فیض مرندی و بابازی الهام پاوه نژاد، الهام کردا و رویا میرعلمی

    این رویا میرعلمی از اون بازیگران دوست داشتنی است که من خیلی از بازیش خوشم می یاد. الهام پاوه نژاد هم خیلی خوب بود.

    موضوع سه خواهر یکی اولگا (الهام پاوه نژاد )که به خاطر بدقولی اش اخراج می شود ولی از سرمایه گذاری درسهام پول خوبی بدست آورده و برعکس رفتارش خیلی مهربان است.ماشا با آن ظاهر بی قیدش که در ابتدا به دروغ می گوید که مشغول نقاشی در آتلیه است ولی درنهایت می فهمیم که نظافتچی ست و بالاخره ایرنا که با لباس راهبه از مسکو به یونان نزد خواهرش اولگا می آید ولی بعد می فهمیم که از صومعه اخراج شده و درنهایت به مسکو بر می گردد. هر سه خواهر می خواهند به مسکو برگردند ولی عملاً ایرنا به تنهایی مسافرت می کند.

    زمان نمایش می توانست کمتر باشد. بیش از حد طولانی بود.

    نوشته شده توسط در 17:4 |  لینک ثابت   • 

    جمعه هشتم آذر 1387

    نیمکت کسالت آور

    نیمکت خوشبختی

    ساعت ۱۹-کارگاه نمایش-مدت ۴۵ دقیقه

    نیمکت که نبودصندلی بود. توصیه می کنم اصلاْ نبینید.اگه می خواهید بخوابید، بریدوگرنه مزخرفه.

    یه زن و مرد تو پارک. می خوان با گفتن چیزای ساده، پیش پاافتاده و تکراری به یک تفاهم بزرگ برسن

    اعتراف کنم که خود اینجانب یه لحظاتی قشنگ خوابم گرفت.من دیروزکه پنج شنبه بود رفتم. غیر ازمن فکر کنم ده یا دوازده نفر دیگه اومده بودن

    نوشته شده توسط در 16:14 |  لینک ثابت   • 

    دوشنبه چهارم آذر 1387

    Eastern Promises

     

     

     

    Eastern Promises (2007)

    چقدر خشن بود این فیلم

    نوشته شده توسط در 23:43 |  لینک ثابت   • 

    دوشنبه چهارم آذر 1387

    خواستگاری

    مجموعه تئاترشهر- تالار سایه- ساعت ۱۹:۱۵ مدت ۷۰ دقیقه

    من از این نمایش خوشم نیومد. نویسنده نمایش آنتون چخوف بود. این دومین اجرا از این نمایشنامه است که امسال دیدم. سه بازیگر داشت و همه نمایش در یک مکان اجرا می شد. البته بازیگر نقش زن در جشنواره کلاسیک روسیه برنده جایزه بهترین بازیگر نقش زن شده است.

    به نظر می رسدکه کارگردان اصلاْ به متن نمایشنامه وفادار نبوده و اجرایی کسالت بار را به روی صحنه آورده است.

    نوشته شده توسط در 21:30 |  لینک ثابت   • 

    دوشنبه چهارم آذر 1387

    Buffalo Soldiers

     

     

     Buffalo Soldiers (2001

    نوشته شده توسط در 17:34 |  لینک ثابت   • 

    دوشنبه چهارم آذر 1387

    Facing Windows

    Finestra di fronte, La (2003

    نوشته شده توسط در 17:29 |  لینک ثابت   • 

    یکشنبه سوم آذر 1387

    کارناوال با لباس خانه

    تئاترشهرـ تالار قشقایی  ـ ساعت ۱۹:۳۰ ـ مدت ۷۵دقیقه

    حتی اگر به چشم خوب نگاهش نکنید منظره زشت نیست شاید نگاه شماست که نازیباست.....(ژاک پره ور)

    روانپزشکان به آن برچسب " بیماری روانی" می چسبانند، مردم عادی به آن " ناهنجاری" می گویند و فلسفه به آن " تردید هستی شناسانه " نام می نهند، اما تئاتری ها می دانند که این همه جزئی از زندگی است... بی رحم و مهربان، مثل زندگی هر روزه ما... خاطرات تلخ و شیرین کودکی ، در ناخودآگاه ما هنوز پابرجاست، تصویر مخوفی از یک متجاوز، یا تصویر نامهربانی از یک مادر فراموش شده و یا تصویر کابوس گونه ای از یک عشق ویران... ما روی هیچ کدام از این آدم ها و زندگی شان اسم نمی گذاریم، به نظر من این ها همه " عشق " است، عشق به " زندگی " ... زندگی باهمه خوبی ها و بدی هایش ، زندگی با همه لحظات طنز و تراژیک آن، مثل یک کارناوال با لباس خانه که ارزش زیستن دارد و شاید ارزش تماشاکردن...

    متن فوق مربوط به بروشور این نمایش است. نمی دانم توصیه کنم که این نمایش را ببینید یا نه. کلاً کارهای خانم یثربی خیلی راحت نیستند. شخصیت های عجیب و غریبی در نمایش هایش می بینیم. آدم هایی عادی نیستند. نمایش از چند اپیزود تشکیل شده. در هریک ازاین قسمت ها بازیگر دستخوش یک بیماری روانی خاص است. بیماری بازیگر اپیزود اول پارانوئید است.او درگیر مالیخولیاست.اپیزود دوم حکایت پسر و دختری است که در ابتدا همسایه معرفی می شوند و در انتها می فهمیم که خواهر و برادرند. برادر به بیماری شب ادراری و باقی ماندن در کودکسالی مبتلاست.قسمت بعد به بیماری وسواس می پردازد. مرد به این بیماری مبتلاست و در انتها با خروج او، وسواس او به زنش منتقل می شود. اپیزود چهارم مردی روان پریش رانشان می دهد که در یک بیمارستان روانی تحت مراقبت است. جرم او ریختن اسید بر روی صورت زنی در خیابان است تا با این عمل مرد از زن خیالی ذهنش  که با جمله مکرر خسته نباشید اورا عاشق خود کرده، انتقام بگیرد. زن زاییده فکر مرد به گفته او بیماری هیستریونیک دارد. و بالاخره اپیزود آخر. روایت عاشق شدن دختری شمالی به قاتل خود. علت قتل دختر مشخص نمی شود. مرد چون سایه ای همه جا دختر را تعقیب می کند و دختر این تعقیب را به حساب عشق پاک مرد می گذارد.حتی در خیالش با او ازدواج می کند و بچه دار می شود. نمایش با کشته شدن دختر تمام می شود.

    نوشته شده توسط در 22:50 |  لینک ثابت   •