شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
مجلس برادرکشی

کارگاه نمایش از مجموعه تئاترشهر ساعت۲۰:۴۵ مدت ۴۵ دقیقه
داستان فریدون و پسرانش، سلم، تور و ايرج. کشته شدن ايرج به دست برادرانش
وسط ادبيات و شعر فردوسي جملات و رفتاري امروزي گنجانده شده بود. کار خوبي بود
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
باغ شکرپاره

سالن اصلی تئاترشهر ساعت ۲۰:۱۵
آخرین باری که تالار سنگلج رفتم، تصميم گرفتم حتي الامکان ديگه اونجا نروم چون طنز نمايش ها رو اعصابم بود. کلاً با نمايش هايي که سياه دارند ارتباط برقرار نمي کنم ولي نمايش شکرپاره فرق مي کرد .بااينکه ۱۳۰ دقيقه بود ولي اصلاً خسته کننده نبود. موضوع نمايش تکراري و آشنا بود ولي باوجوداين خيلي اجراي دلچسبي بود. از اين نمايش خوشم اومد و خيلي برام جالب بود که ميشه با يه موضوع تکراري و آشنا بازهم سرگرم شد.
یکشنبه پانزدهم شهریور 1388
مرثیه ای برای یک سبک وزن

توصيه مي کنم اين نمايش حتماً ديده شود. اين سومين نمايشي است که به اوضاع و احوال کنوني اشاره دارد و اشاره آن خيلي صريح است. اولين نمايشي بود که از اسامي واقعي خود بازيگران به طرز هوشمندانه اي استفاده مي شود. اولين نمايشي بود که اينقدر در حين اجرا مورد تشويق تماشاگران قرار گرفت. بعبارتي بينندگان از فرط هيجان و احساس خوشايندي که داشتند چندين بار دست زدند.
نمايشي بود بازتاب دل آزرده نويسنده اش که لاجرم بسيار بر دل نشست.
نگاهی به نمایش”مرثیهای برای یک سبک وزن” نوشته و کارگردانی ایوب آقاخانی
خبرهایی از مجموعه تئاترشهر

