<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یارپنهان</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/</link>
<description>انسانیت گیاهی است که هر روز به آبیاری نیاز دارد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 29 Dec 2009 04:12:15 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>غرب غم زده</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=TB_Image height=449 alt=&quot;غرب غم زده  ، 
کارگردان:علی پروشانی  ، 
عکس:رضا موسوی&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/gallery/27903/1080202-14Dec09121046pm.jpg&quot; width=673&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته مارتین مک‌دوناف به کارگردانی علی پروشانی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تالار اصلی مولوی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بازیگران: مهدی آگاهی، معین‌الدین عشاقی، مهرداد غضنفریان و آوا شریفی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;روایت دو برادر ایرلندی  که یکی از آن‌ها قاتل پدر و دیگری تنها در فکر ثروت اندوزی و فوق العاده خسیس است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از دیدن این نمایش خیلی لذت بردم. بازی بازیگران خیلی خوب بود &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 04:12:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوراهی سقاخانه- برعلیه من</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=429 src=&quot;http://iranartists.org/uploads/news/8708/12/20081102043457IMG_4741.jpg&quot; width=600&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;مونولوگ «دوراهي سقاخانه» نوشته محمد چرمشير به کارگرداني حسن معجوني و با بازي سعيد چنگيزيان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;درددل یک مرد کنار سقاخانه. دعا برای خواهرزاده اش که در اثر یک تصادف به سختی مجروح شده. طوری صحبت می کنه انگار یک نفر نشسته روبروش داره حرفاشو گوش می کنه. یه اسکناس هم ازتو جیبش درمیاره با احتیاط از بین میله ها می ذاره تو سقاخونه. سیگارشم با شمع سقاخونه روشن می کنه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;&lt;IMG height=549 src=&quot;http://www.leevtheatergroup.com/Images/News/monologs%20news/leevtheater%20group-%20%20monolog-%20%20%20mehdi%20kooshki%202.jpg&quot; width=365&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمایش &quot;بر علیه من&quot; نوشته نازنین حاجی‌زاده و مهدی کوشکی با کارگردانی و بازی کوشکی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رئیس یک آپارتمان گزارش خود را در جلسه هفتگی مطرح می کند و استعفای خود را اعلام  می دارد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ابتدا کار هایی که در مدت ریاستش انجام شده قرائت می کند و سپس از اتفاقات ناخوشایندی که رخ داده صحبت می کند. یک چاقو در پارکینگ پیدا کرده بود که ضبط گردیده و دیدن این چاقو و سایر شواهد خبر از وقوع یک جنایت در ساختمان می دهد . بعد هم بحث خیلی جدی تر می شود و حرف های بی ربطی بیان می کند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Arial size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 12:29:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برلین- اتاق صدا</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>&lt;IMG height=800 src=&quot;http://www.yaghoubee.com/images/berlin/ghaziani.r/Berlin%20_%20Photo%20By%20Reza%20Ghaziani%20(4).JPG&quot; width=534 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- برلین&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشته‌ی محمد یعقوبی، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بازیگر و کارگردان: سعید چنگیزیان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مونولوگ برلین درمورد مردی است که می خواهد راجع به برلین در تلویزیون صحبت کند. درست قبل از ابنکه عازم محل مصاحبه شود همسرش با او قهر کرده و در اتاق خواب را باز نمی کند. مرد به دلیل پوشش نامناسب  مجبور می شود با چادر خانه را ترک کند.  طبق عقاید مرد که از آزادی فکر و عقیده دفاع می کند و نوع پوشش زن و مرد را قانون خود ساخته ای توسط انسان ها می داند تصمیم می گیرد این قانون را بشکند . منتها خیلی از حرف ها  گفته می شود به خیلی از موارد در فکر معتقد هستیم ولی در عمل مشکل است که پایبند افکارو عقایدمان باشیم چنانچه مرد علی رغم میل باطنی اش و با اکراه افکار خود را عملی می کند. دعوای مرد با زن بر سر این بود که وقتی از خواب بیدار می شوند زن متوجه می شود که مرد جنب می شود و به زنش می گوید که در خواب به زنان دیگر فکر کرده است و افکارش در اختیار خودش نبوده علاوه برآن در پاسخ به همسرش مبنی بر اینکه اگر ۵ سال به زندان برود او چه می کند مرد می گوید حتما با کس دیگری ارتباط برقرار می کند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیزایا برلین (&lt;A title=&quot;۶ ژوئن&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B6_%DA%98%D9%88%D8%A6%D9%86&quot;&gt;۶ ژوئن&lt;/A&gt; &lt;A title=&quot;۱۹۰۹ (میلادی)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B9_(%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C)&quot;&gt;۱۹۰۹&lt;/A&gt; – &lt;A title=&quot;۵ نوامبر&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B5_%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1&quot;&gt;۵ نوامبر&lt;/A&gt; &lt;A title=&quot;۱۹۹۷ (میلادی)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B9%DB%B9%DB%B7_(%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C)&quot;&gt;۱۹۹۷&lt;/A&gt;) &lt;A class=new title=&quot;فیلسوف سیاسی (صفحه وجود ندارد)&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3%D9%88%D9%81_%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&quot;&gt;فیلسوف سیاسی&lt;/A&gt; معاصر بود که عمدهٔ شهرت وی به دلیل نظریه‌پردازی پیرامون &lt;A title=لیبرالیسم href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85&quot;&gt;لیبرالیسم&lt;/A&gt; است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وی در خانواده‌ای متمول و یهودی در &lt;A title=لتونی href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C&quot;&gt;لتونی&lt;/A&gt; &lt;A title=روسیه href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87&quot;&gt;روسیه&lt;/A&gt; به‌دنیا آمد. در سال ۱۹۲۱ به‌همراه خانواره‌اش به &lt;A title=انگلستان href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86&quot;&gt;انگلستان&lt;/A&gt; مهاجرت کرد و در &lt;A title=&quot;دانشگاه آکسفورد&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A2%DA%A9%D8%B3%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF&quot;&gt;دانشگاه آکسفورد&lt;/A&gt; مشغول به تحصیل شد. وی به‌جز دوسال اقامت در &lt;A title=&quot;واشنگتن دی‌سی&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%B4%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86_%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C&quot;&gt;واشنگتن دی‌سی&lt;/A&gt; و چهار سال در &lt;A title=مسکو href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88&quot;&gt;مسکو&lt;/A&gt; بقیهٔ عمر خود را در &lt;A title=آکسفورد href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DA%A9%D8%B3%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF&quot;&gt;آکسفورد&lt;/A&gt; گذراند.&lt;SUP class=reference id=cite_ref-0&gt;&lt;A href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%A7_%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86#cite_note-0&quot;&gt;[۱]&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SUP&gt;اتاق صدا&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوشته رضا سرور، به کارگردانی محمد عاقبتی و با بازی رضا بهبودی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;اتاق صدا&quot; داستان فردی است که به استخدام اداره‌ای درمی‌آید و به مرور زمان قربانی سیستمی می‌شود که در آن کار می‌کند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 04:50:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رکوئيم موتسارت</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i820.photobucket.com/albums/zz122/mohammadbf2002/IMG_1280.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رکوئیم در ر مینور، ک. 626 (1791)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رکوئیم، نوعي موسيقي مذهبي  است که برای طلب آمرزش ارواح مردگان اجرا میشود. گرچه موتسارت پیش از به پایان رساندن آفرینش رکوئیم سترگش در گذشت، اما این اثر یکی از عالی ترین آثار مذهبی کرال دوره کلاسیک است. موتسارت در واپسین دو ماه زندگیش، نه (9) موومان کامل و بخشی از موومان دهم رکوئیم را ساخت. چنان که نقل کرده اند، موتسارت با وخیم شدن حالش هر چه بیشتر متقاعد شده بود که این اثر، رکوئیم مرگ خود او است و در بستر مرگ نیز کوشید تا آن را به پایان برساند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از مرگ موتسارت، دوست و شاگردش فرانتز زاور زوسمایر به تکمیل طرح ناتمام او برای ارکستراسیون اثر، به پایان رساندن موومان ناتمام و افزودن چهار موومان دیگر به آن پرداخت. این که افزوده های زوسمایر تا چه اندازه منطبق با منظور و خواست موتسارت بوده است، بر ما آشکار نیست. شاید زوسمایر در این کار، طرح های ناتمام موتسارت را به کار گرفته باشد، طرح هایی که از میان رفته اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;موتسارت تونالیته ر مینور رکوئیم را ملازم حالت هایی پیشگویانه، پر کشاکش و تراژیک قرارداده است.( او این تونالیته را در آغاز تیره و تار اوورتور اپرای دون ژوان و صحنه ظاهر شدن مجسمه فرمانده در پایان اپرا نیز به کار گرفته بود) وقار و شکوه این اثر با صداهای تیره و بم ارکستر، ژرفای بیشتر می یابد، ارکستری که فقط شامل هورن های باس (کلارینت های باس)|، باسون ها، ترومپت ها و ترومبون ها ( سازهای بادی مرسوم در آثار مذهبی)، تیمپانی، زهی ها و ارگ است و در آن فلوت و کلارینت که صدایی روشن تر دارند به کار نرفته است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رکوئیم موتسارت دارای موومان هایی ویژه کر، تکخوان ها و آمیزه ای از هر دو است و در آن سبک هایی بس متنوع، از فوگ باروک گرفته تا بخش های کم و بیش اپرایی ویژه تکخوان ها یا گروهی از آوازخوانان، با یکدیگر پیوند خورده اند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کنسرت مایستر: علی جعفری پویان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نوازنده و کر مایستر: آلوین آوانسیان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نوازنده تیمپانی: محمد پناهی نژاد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رهبری کر و ارکستر را علیرضا شفقی نژاد رهبر ثابت گروه بر عهده دارد.&lt;BR&gt;خوانندگان سولو در این برنامه عبارتند از:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوپرانو: مانا کاشیان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آلتو: شهناز خاکی نهاد، آناهیتا حسین زاده&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تنور: علیرضا عبدالکریمی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باس: مهرداد بابائی، مجید گرامیان&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جمعه در تالار وحدت کنسرت رکوئيم موتسارت و رکوئيم فوره راديدم  و بسيار لذت بردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.mythen-post.ch/bilder_archiv_21_6_04/mozart.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 09:26:43 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرش و سوگ سیاوش</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>نمایش &quot; آرش &quot; نوشته و کار فهیمه میرزاحسینی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این نمایش، سمانه میرزاحسینی بعنوان بازیگر و عروسک گردان، سعیده میرزاحسینی و سیما میرزاحسینی طراح و سازنده عروسک و عروسک گردان حضور دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمایش «آرش» همان قصه آرش کمانگیر بوده که میرزاحسینی نمایشنامه را بازنویسی کرده است.داستان حمله به ایران زمین است که آرش برای حفظ خاک ایران زمین، تیری رها می کند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG id=TB_Image height=449 alt=&quot;نگاهی به نمایش ” سوگ سیاوش” نوشته صادق هاتفی و کارگردانی سیاوش تهمورث &quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/img/27804_Y_sooogesyav02Dec09042634pm.jpg&quot; width=675&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سوگ سیاوش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نوشته صادق هاتفی و کارگردانی سیاوش تهمورث &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طراحی صحنه نمایش خوب بود. وقتی وارد سالن می شوی ، مي تواني استکاني چاي بنوشي و حال و هواي قهوه خانه سنتي را تجربه کني. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;داستان سياوش به نقل شاهنامه و روايت سياوش پسر صاحب قهوه خانه. سياوش امروزي براي بيننده مشخص نمي شود و اين گنگي تا آخر اجرا وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اما من از همان داستان سياوش اسطوره اي لذت بردم و گريه کردم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Dec 2009 04:42:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من حرفی ندارم  دنبالشو نگیر</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=TB_Image height=449 alt=&quot;من حرفی ندارم،دنبالشو نگیر  ، 
کارگردان:آشا محرابی  ، 
عکس:مهدی حسنی&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/gallery/27731/1069907-29Nov09020034pm.jpg&quot; width=299&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارگردان:آشا محرابی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سالن سایه ساعت 19 به مدت 75 دقیقه &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته‌ی فرهاد نقدعلی بر اساس دو داستان کوتاه از آلبرتوموراویا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بازیگران:سینا رازانی، الهام جعفرنژاد، علا حسینی، امیر جوشقانی، نسیم ادبی و پریسا مقتدی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;داستان اول: زندگی زن و شوهری که در آن مرد سوگند یاد کرده لحظه ای همسرش را ترک نگوید. این ارتباط تهوع آور موجب ترک زن از زندگی مشترک می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;داستان دوم: زندگی زن و شوهری که در آن زن و مرد مدام با هم بر سر همه مسائل جر و بحث می کنند. زن به نحوی کاملاْ تصادفی می میرد و مرد نیز برای اثبات حرف هایش خودکشی می کند تا در دنیای دیگر حقانیت خود را به همسرش اثبات کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از دیدن این نمایش لذت بردم. بازی بازیگرانش خیلی خوب بود. موضوع نمایشنامه نیز خیلی خوب بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 03:52:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جن گير</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=TB_Image height=449 alt=&quot;جن گیر  ، 
کارگردان:کوروش نریمانی  ، 
عکس:رضا معطریان&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/gallery/27504/104771_(3)-14Nov09110037am.jpg&quot; width=674&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته و کارگردانی کوروش نریمانی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سالن قشقايي&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آقای‌&quot;جنابی&quot; خیاط ( سيامک صفري) و همسرش پری ( ژاله صامتي ) در حال دوخت و دوز برای‌&quot;فرا دنبه&quot;صاحبکار خود هستند که تصمیم دارد شوی لباس برپا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; در همان ابتداي شروع نمايش دو جن در صحنه حضور مي يابند و شب ها نيز بچه هايشان به اين جمع اضافه شده و مشغول رقص و شادماني مي شوند. حضور جن ها در صحنه و مواجه زوج نمايش با آنها موقعيت هاي طنزي را بوجود مي آورد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظر مي آيد که اين نمايش خيلي سريع به روي صحنه آمده و شخصيت پردازي خيلي خوبي ندارد. سيامک صفري ، بازيگر توانمند که من به شخصه شيفته بازيگريش هستم ، نقشي تکراري را بازي مي کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در کل نمايش متوسطي بود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 09:26:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تراژدی با کمدی اضافه</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-162.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=TB_Image height=449 alt=&quot;تراژدی با کمدی اضافه  ، 
کارگردان:اسماعیل شفیعی  ، 
عکس:رضا معطریان&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/gallery/27338/103611_(2)-02Nov09121002pm.jpg&quot; width=674&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به کارگردانی ‌اسماعیل شفیعی‌‏&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تالار مولوی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بر اساس نوشته ‌آنتون چخوف‌&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اپیزود اول &quot;آواز قو&quot; نام دارد؛ بازیگر پیری به نام &quot;واسیلی واسیلیچ&quot; به همراه سوفلر در صحنه نمایش شبی را با هم می گذرانند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اپیزود دوم &quot;بازیگر ناخواسته‌ تراژدی&quot;‌ نام دارد که درد دل‌های یک مشاور عالی ‏دولتی به نمایش گذاشته می‌شود. برخلاف موقعیت اجتماعی و کاری خویش که باید ‏در سطحی عالی از احترام برخوردار باشد، عملاً در شرايطي برعکس که همسر و اطرافيانش برايش بوجود آورده اند تصميم به خودکشي گرفته است.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 09:42:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=162</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-162.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد پرویز مشکاتیان</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;کنسرت سالار عقيلي به ياد پرويز مشکاتيان &quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8808/ImageReports/8808210883/2_8808210883_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;كنسرت سالار عقيلي به ياد پرويز مشكاتيان در تالار وحدت&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=plardescpane&gt;سيامک آقايي نوازنده سنتور و آهنگساز قطعات و 
&lt;DIV class=plardescpane&gt;پدرام خاورزميني نوازنده تنبک&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt; خیلی لذت بردم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:30:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب قانون</title>
<link>http://foroozin.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8701/ImageNews/870125/6_870125_L600.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوهفته پیش عروسی یکی از همکارانم دعوت شدم. پرواز به دلیل به حد نصاب نرسیدن مسافران کنسل شد، به جاش رفتم سینما ، چهارتا فیلم دیدم . اولیش کتاب قانون بود. خوشم اومد. اینکه در اینجا مطابق کتاب مقدسمان زندگی نمی کنیم و اگر بخوای طبق اصول ساده انسانی زندگی کنی ، اکثریت نمی پذیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.cinetmag.com/Shahvand/Photo/Sedaha_weblog_15499.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دومی &quot; صداها &quot; بود. از این یکی هم خوشم اومد. شبیه &lt;A onclick=&quot;(new Image()).src=&apos;/rg/find-media-title/media_strip/images/b.gif?link=/title/tt0209144/&apos;;&quot; href=&quot;http://www.imdb.com/title/tt0209144/&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;Memento&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt; 2000   البته بلاتشبیه. در حد خیلی اندک. از این نظر که از آخر فیلم می رفت اولش و بتدریج اطلاعات می داد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://mynetimages.com/46fc13d5cb.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سومی &quot; دو خواهر &quot; بود. دری وری بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.cinetmag.com/Photo/News/Larg/Nisho_zanboor_03_l_326809.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و بلاخره چهارمی &quot; نیش زنبور &quot; بود. خندیدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=545 src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/gallery/27122/1015513-19Oct09014532pm.jpg&quot; width=817&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اسبهای پشت پنجره. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نوشته ماتئی ویسنی‌یک نمایشنامه‌نویس اهل رومانی و تبعه فرانسه.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کارگردان:روح‌الله جعفری&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمایشی متشکل از سه اپیزود که در همه آنها حضور یک زن، یک مرد و تصور ذهنی حضور اسب روایت می شوند و پایان هر یک از این قسمت ها ، شروع قسمت بعدی است.اسب به عنوان نمادی از حقیقت مردانگی همواره در جنگی عبث، پشت پنجره‌ها، مورد اشاره قرار می‌گیرد و مرد به عنوان تجسم واقعیت این نماد توسط زن‌های نمایش تیمار می‌شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 18:08:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=foroozin&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>foroozin</dc:creator>
<guid>http://foroozin.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
